مرتضى راوندى

760

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مريض يا كارگران در حال تغيير شغل و محل كار و غير آن ، نمىتوانند به كار مشغول شوند ، از اين جهت ، در صورت اشتغال نيروى انسانى به نسبت 97 % ، مىگويند اشتغال كامل برقرار است . ارزش اقتصادى جمعيت : در تمام ادوار تاريخى ، جمعيت يكى از عوامل اساسى توليد و فعاليتهاى گوناگون اقتصادى و اجتماعى است : « هر فرد ساكن كشورى مصرف‌كننده است و چون به سن كار كردن رسيد ، در شمار توليدكنندگان بالفعل يا بالقوه درمىآيد . براى بررسى تأثيرات جمعيت در اقتصاد يك كشور ، كافى نيست كه تنها تعداد نفوس را در نظر بگيريم ؛ افزايش يا كاهش جمعيت و آهنگ آن ، ساختمان جمعيت ، يعنى درصد كودكان ، جمعيت فعال و سالخوردگان در كل تعداد نفوس و همچنين مقايسهء جمعيت بافضائى كه در آن زندگى مىكنند ( يعنى مساحت هر كشور ) واجد اهميت بسيار است . البته نبايد فراموش كرد كه تعداد نفوس نيز در هر كشور ، يكى از عوامل اصلى ثروت و قدرت ملى بشمار مىرود . » « 1 » در دورهء قرون وسطى ، در سالهايى كه امنيت و آرامش در سراسر كشور حكومت مىكرد و وضع اقتصادى و طبيعى رضايتبخش بود ، جمعيت بكندى ، رو به فزونى مىنهاد . عدم توجه عمومى به مسائل بهداشتى ، سبب مىشد كه تعداد زيادى از نوزادان و كودكان به علت نبودن پزشك و دارو ، در اثر ابتلا به آبله ، اسهال و ديگر بيماريها درگذرند ، و فقط افراد قوى و سالم قادر بودند كه از حملهء ميكربهاى گوناگون ، جان به سلامت برند . ولى از قرن نوزدهم ببعد ، در نتيجهء كشفيات طبى ، و آشنايى مردم به مسائل بهداشتى ، روزبروز ، از مرگ‌ومير كاسته شد و جمعيت ، مخصوصا در كشورهاى پيشرفته ، رو به افزايش نهاد . « از 1846 تا 1946 ، جمعيت بريتانيا ، آلمان و ايتاليا دو برابر شد ، و جمعيت ايالات متحده امريكا شش برابر افزايش يافت . در همين مدت ، تعداد نفوس كرهء زمين ، كمى بيشتر از دوبرابر شد . » « 2 » « اگر جمعيت كشورى در حال سكون باشد ، خانه‌هايى كه پدران در آن زندگى مىكنند ، براى سكونت فرزندان كافى است . صنايع و وسايل توليدى كه يك نسل را به كار مشغول مىكند ، براى اشتغال نسل ديگر كفايت دارد . فقط در صورت بروز و پيدايش سليقه‌ها و تمايلات جديد و يا شيوه‌هاى نوين توليد ، ممكن است تغييراتى در اقتصاد بوقوع پيوندد و سرمايه‌گذارى تازه تحقق يابد . صرفنظر از اين نوع تقاضا كه بستگى به ابتكارات اقتصادى دارد ، مرمت و نگاهدارى ساختمانها و وسايل توليدى موجود ، براى ادامهء زندگى و فعاليت كافى است . بناچار ، صنعت ساختمان و ساير واحدهايى كه مواد كالاهاى مداوم هستند فعاليتى محدود خواهند داشت . در صورت افزايش نفوس ، براى آنكه سطح زندگى كاهش نيابد ، بايد بموازات ازدياد جمعيت ، توليد را نيز افزايش داد . براى 110 ميليون نفوس بجاى صد ميليون ( در صورتىكه سطح زندگى را ثابت فرض كنيم ) بايد توليد كالاهاى مصرفى ، چون خوراك و پوشاك ،

--> ( 1 ) . اصول علم اقتصاد ، پيشين . ص 37 - 36 . ( 2 ) . همان . ص 37 .